السيد الخميني

35

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

اين علت قبول كردم كه خداوند تبارك و تعالى از علماى اسلام تعهد گرفته و آنها را ملزم كرده كه در مقابل پرخورى و غارتگرى ستمگران و گرسنگى و محروميت ستمديدگان ساكت ننشينند و بىكار نايستند : « أَمَا وَالَّذِي فَلَقَ الحَبَّةَ وَبَرَأَ النَسَمَةَ ، لَوْلَا حُضُورُ الحَاضِرِ وَقِيَامُ الحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَمَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى العُلَماءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَلا سَغَبِ مَظْلُومٍ ، لأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَلَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأسِ أَوَّلِهَا ؛ وَلَأَلْفَيْتُم دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ » « 1 » . « سوگند به آن‌كه بذر را بشكافت و جان را بيافريد ، اگر حضور يافتن بيعت‌كنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدى من با وجود يافتن نيروى مددكار تمام نمىشد ، و اگر نبود كه خدا از علماى اسلام پيمان گرفته كه بر پرخورى و غارتگرى ستمگران و گرسنگى جانكاه و محروميت ستمديدگان خاموش نمانند ، زمام حكومت را رها مىساختم و از پى آن نمىگشتم . و مىديديد كه اين دنياتان و مقام دنيايىتان در نظرم از نَمى كه از عطسهء بزى بيرون مىپرد ، ناچيزتر است » . امروز چطور مىتوانيم ساكت و بىكار بنشينيم و ببينيم عده‌اى خائن و حرامخوار و عامل بيگانه به كمك اجانب و به زور سرنيزه ثروت و دسترنج صدها ميليون مسلمان را تصاحب كرده‌اند و نمىگذارند از حد اقل نعمت‌ها استفاده كنند ؟ وظيفهء علماى اسلام و همهء مسلمانان است كه به اين وضع ظالمانه خاتمه بدهند و در اين راه ، كه راه سعادت صدها ميليون انسان است ، حكومت‌هاى ظالم را سرنگون كنند و حكومت اسلامى تشكيل دهند . لزوم حكومت از نظر اخبار طبق ضرورت عقل و ضرورت احكام اسلام و رويّهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و حضرت

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغة ، ص 50 ، خطبه 3 ( شقشقيه ) .